سلام خدمت دوستای گل من سلام سفارشی نیز خدمت جناب برادر محمدرضا داداشی و خدمت سرکار خواهر مرجان و فاطیما آبجی به دلیل درخواست و التماس های شما دوستان عزیز بنده تصمیم گرفتم که وب قشنگمو حذف نکنم چون خیلی دیگه داشتین التماس میکردین منم حساس دلم به رحم اومدو نتونستم دلتونو بشکنم بهشت من زندگی دوباره رو مدیون محمد رضا جون و فاطیما جونه از مرجان ورپریده که خبری نیست به خاطر همین پرشین بلاگ در امن و امان است... زلزله 7 ریشتری (خواهر مرجان) هر جا کلی شکلک دیدین بدونین مرجان اونجاست خدمت شما میرسونم که الان حوصلم سر رفته. بازار تعطیله و شهر سوت و کوره تو خونه نشستم و در و دیوارو نیگا میکنم... دیروز حقوق خوشگلو گرفتم فعلا غمی ندارم با من حرف نزن من پولدار شدم کسی رو تحویل نمیگیرم....! باشه حالا چون اصرار میکنی بی خیال میشم ازونورم صاحب مغازه عزیز بنده تشریف بردن ترکیه جنس جدید بیارن یه هفته دیگه میاد خواستم به اطلاع همشهریان عزیز برسونم که صبح تا شب اونجا اکس پارتی
دیشب اولین شبی بود که شادی (صاحب مغازه) نبود متاسفانه من تنهایی مجبور بودم سوسکایی که میاد تو مغازه رو پرت کنم بیرون... اه اه چه موجودات چندشین این سوسکا هر روز صبح که در مغازه رو باز میکنم 3 تا سوسک چپه افتاده رو زمین هیچ جای دنیا به اندازه شهر ما سوسکاش گنده و چندش آور نیست تازه بعضیاشونم بال دارن به اندازه بال عقاب... خدا نصیب هیچکی نکنه خواهر فاطیمای عزیز اینم از پست وب ما... میشه نظرتو در مورد سوسکا بگی؟ یعنی واقعا کسی پیدا میشه که از سوسک بدش نیاد و نترسه؟ وااااااااااااااااااای بهش فکر میکنم موهای تنم سیخ میشه..... محمد رضا نظر تو چیه؟ فکر کن یه سوسک بره لای موهات گیر کنه.... بسه دیگه دستم درد گرفت... راستی مرجان فروش فوق العاده زدیم شال 3000 تومن به خدا مفته!!! بیا مغازه همه چی حراج خورده... دوستان عزیز سفارشات پذیرفته میشود... خداییش دیگه انگشتام درد گرفت اجازه هست برم؟ نظر یادتون نره اومدم کمتر از 20 تا نظر باشه خودتون میدونین... فدای تک تکتون بشم دوستتون دارم به امید پستی دیگر بای بای
چی؟ بای بای؟ تازه یادم اومد یه کار مهم یادم رفته نمیدونی؟ تولد آبجی گلمه!!!
آبجی فاطیمای عزیزم تولد مبارک باشه
آبجی جون ایشاا... هزار ساله بشی... امیدوارم تونسته باشم منم یه ذره خوشحالت کنم... دوستت دارم آبجی جونی
این شعر کوچولو تقدیم به آبجی فاطیما
سلام سلام به همه دوستای گلم خوبین؟ امیدوارم که حالتون خوب باشه!!! روزه و نمازاتون قبول باشه... من بعد از سالها یه ذره وقت خالی پیدا کردم و اومدم به وبم تا ببینم دنیا دست کیه!!! خوب تعریف کنید ببینم تو این مدت نبودم چیکارا کردین؟ مرجان با وب من چیکار کرد؟؟؟؟ هااااا؟ بچه ها تصمیم گرفتم وبمو حذف کنم.... من که اصلا وقت ندارم بیام شماهام که وقت نظر دادن ندارید.. حتما نظراتتون رو در این مورد بگید راستی من تموم مشکلاتمو حل کردم گوش شیطون کر الان هیچ غمی ندارمو همه چی خوبه خوبه... خدارو شکر... امیدوارم هیچکدومتون براتون مشکلی به وجود نیاد... دلم برای همتون تنگ شده ایشالا این دفعه زودتر میام تا یه ذره بعد از سالها پیش هم باشیم.فدای همتون بشم دوستتون دارم مواظب خودتون باشین به امید دیداررررررر بوس بوس بای سلام به دوستای عزیزم.. بزارین بگم تا بدونین دارم چی میکشم : اون اواخر که با سعید همش دعوا میکردیم فهمیدم که سعید دیگه ازم خسته شده ولی نمیخاد منو از دست بده.. میدونستم هنوزم مثل اوایل دوستم داره...دیگه از همه چی خسته شده بود. میگفت دیگه حوصله هیچی رو ندارم. دیگه کمتر حرف میزدیم و یا شاید تا دو روز نه حرف میزدیم نه همدیگرو میدیدیم بهونشم این بود که درس دارم... دیگه منم خسته شدم منم آدمم منم به یکی نیاز دارم تا کنارم باشه و تنهاییمو پر کنه اما دیگه سعید اون سعید سابق نشد. خلاصه اینقد ادامه داد تا منو از خودش دور کرد.. من واسه پر کردن تنهاییم با یکی دوست شدم سعید چند بار بهم گفت بیا دوباره باهم باشیم اما من قبول نکردم.. هنوزم جز سعید هیچکس رو دوست ندارم ولی نمیدونم چرا نمیتونم دوباره برگردم... حس میکنم ادامه دادن دیگه فایده نداره حس میکنیم این دوستی خیلی وقته تموم شده جز عذاب چیز دیگه ای نداره هروقت سعید میگه برگرد تموم بدنم میلرزه دوست دارم بلند داد بزنم بگم باشه ولی نمیدونم چرا فقط میتونم بگم نه.. نمیدونم چرا؟ با تموم وجود عاشقشم نمیخوام کس دیگه ای بیاد جای من.. نمیخوام آغوش گرمش واسه کس دیگه باشه.. نمیخوام.. ولی چیکار کنم نمیدونم این چه چیزیه که داره وادارم میکنه که بگم نه... این چه دردیه خدایا؟ ایکاش سعید میفهمید چه بلایی سر این دلم اومده... هیچکی رو ندارم دردو دلم رو گوش بده .. آتیش میگیرم وقتی میشنوم سعید با کس دیگه ای دوست شده کسی سوختنم رو نمیبینه چون همیشه طوری وانمود میکنم که انگاااااار واقعا از ته دل خوشحالمو هیچ غمی ندارم.. این خنده ای که رو لبامه از سر خوشحالی نیست.. دارم به زندگی و سرنوشت خودم میخندم... گاهی وقتا وسط خنده میزنم زیر گریه . الان جز خودم و خودم کسی رو ندارم.. مدرسه هام که تموم شده دیگه حتی دوستامو نمیبینم که حداقل با اونا درد دل کنم... دلم هوای شمال رو کرده... دلم واسه قدم زدن تو شب لب ساحل تنگ شده... دلم تنگ شده واسه دریا... هفته دیگه دارم با دخترعموم میرم شمال دارم ای خدااااااااااااااااااااا خودت منو شفا بده.. نمیدونم چه مرگمه که نمیتونم با کسی نباشم نمیتونم تنها باشم... اه اه اه ..دم به این زندگی... ببخشید که با حرفام سرتونو درد آوردم چیکار کنم روانی شدم دیگه... موفق باشید متن سریال فاصله هاست. خیلی قشنگه عاشق این آهنگم... تقدیم به همه شمااااا تا یه روز دیگه و یه پست دیگه خداحافظ دوستای گلم
اگه فاصلـــه افتاده اگه من با خودم سردم تو کاری با دلم کردی که فکــرشم نمی کردم چه آسون دل بُریدی از دلــی که پای تو گیــره که از این بدترم باشی واسه تو نفسـش میره نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه تو رو دستِ خودش دادم که از حـالم خبــر داره تا از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره ….. سلام سلام سلام حالتون خوبه؟ مارو نمیبینید خوشحالین؟ الهی فداتون بشم که دلم براتون یه ذره شده... امروز بعد از سالها اومدم به وب خوشگل و نازم یه سر بزنم... دلم برای همتون تنگ شده... ببخشید اگه نیومدم به وباتون.... میبینم که من نبودم مرجان جون حسابی این جا رو ترکونده... دست آبجی مرجان درد نکنه... خوب میریم سراغ اصل مطلب... متاسفانه در وضعیت روحی خوبی قرار ندارم... در عشق شکست خوردم... با تنها عشق زندگیم تموم کردم... یه ٣ روزی میشه که باهم تموم کردیم.. کسی رو نداشتم که به درد و دلام گوش بده واسه همین اومدم اینجا... درسته حالم اصلا خوب نیست ولی دیگه زدم به در بی خیالی.. یهو وسط خنده میزنم زیر گریه یا بالعکس... دیگه شدم یه دیوونه روانی... با رفتن سعید دیگه همه آرزوهام مرد دیگه ترجیح میدم زنده نباشم... تو عمرم کسی رو به اندازه سعید دوست نداشتم... اما دنیامو.زندگیمو.عشقمو از دست دادم... تو این مدت خیلی اتفاقای بد برام افتاد که اگه بخوام بنویسم اندازه یه دنیا میشه ولی توی یه جمله خلاصه میکنم که با رفتن سعید خیلی تنها شدم... سعید من هنوزم دوست دارم با تموم وجودم... این آهنگو تقدیم میکنم به تو عزیزم... خوش به حال اونایی که عشقشون کنارشونه و هیچ غمی ندارن... ازین به بعد هر شب میام نت و حتما به همتون سر میزنم... امیدوارم هیچوقت غم تو دلاتون نشینه... فدای تک تکتون بشم... دوستتون دارم... منتظر نظراتون هستم. بای بای مرجان نوشت: آقا من این همه پست میزارم بعد هیچ کس نظر نمیزاره سلام علیکم آقایون و خانوما حالتون چطوره؟؟؟؟؟؟ خوبین خوشین ابنجانب مرجان خانوم گل و گلاب داره این وب رو مزین میکنه خب الان میگین مرجان کیه باشه حالا اینقدر اصرار نکنید الان بهتون میگم اصلا من کیم باشه تروخدا بندازین پایین اون لنگه کفشاتون رو خوب این که مشخصه دیگه من دوست و آبجی آوا بیدم چند وقته که آوا گیر 6 پیچ منم که کلا خراب رفاقت و معرفت و این چیزا اومدیم اینجا یه حرفی بزنیم تا یه وقت آوا خانوم ازمون ناراحت بشه راستش این آوا خانوم از صبح خروس خون میره مغازه بعد خسته و کوفته میاد خونه بعد گیر میده مرجان برو واسم آپ کن خب ای بابا چرا دارم اینقدر چرت و پرت میگم زیاد جدی نگیرین شما یکم از امتحانای اوا بگم براتون من صبح ساعت 9 به بعد میرفتم مغازه پیش آوا بعد میومدیم مدرسه واسه امتحان بعد میشستیم و برگه ها رو بهمون میدادن منم همینطور میشستم مینوشتم ییهو سرمو برمیگردوندم میدیم اوا نیست یهنی هنوز من اسممو ننوشته بودم آوا برگشو میداد اینقدر سرعت عملش عالی بود که من سر امتحان همش میگفتم وای آوا کجا رفت دقیقا فکم شبیه همین شکلک میچسبید به صندلی آخه خواهر من چرا اینقدر زو میرفتی حالا بیخیال امتحانا چون اصلا خوشم نمیاد از این غول ِ نکبتی میدونین فردا چه روزی ِ من که نمیدونم که میدونم ای بابا عجب خنگولایی هستین خب معلومه دیه فردا روزه باباها بید بابا جونـــــــــــــــــــــــــــــــــم عاشقتم خیلی میدوستمت بزنین دست قشنگ رو آهان آهان دست دست عقبیا صدا دستاتون رفته رو سایلنتـــِهــــــــــــا بابا اینجا که آقایون بیشتر از خانومان پس بزن بکوب یادتون نره دیه جسن واسه خودتون ِ ها آهان حالا فهمیدم چرا ساکتین نسل مرد جماعت از بین رفته البته طرف صحبت من بابا ها بید نه شما پسر مسرا به افتخاره باباها دوباره یه صلوات بلند آخه میترسم از اماکن بیان اینجا بعد دیه دهن مهن واسمون نمونه خوب دست و بزن بکوب تعطیل همه بشینین اهای ماوا خان تو زبون آدمیزاد حالیت نمیشه مگه نه بشین بچه جان آوا به دادشی محمدرضا جایزه بده ای بابا چرا همه دپسرده این اهای واسه صدای موزیکی که قطع شده میگین باشه دوباره شروع میکنیم اماکن هم با من صداااااااااااااااااااا نووووووووووووووووووووووررررررررررر موزیـــــــــــــــــــــــــــــــک خب دیه بسه زیادی رقصیدین حالتون بد شده جشنمون رو با چند تا پیام تبریک به پایان میرسانیم نخود و کیشمیش هر کی رود خانه ی خود خب دیه ما زیادی حرف زدیم مخمان هنگولیده بید نه مثه اینکه واقعا باید برم اگه یکم دیه بمونم حرف زدن رو هم کلا فراموش میکنم قربون ابجی خودم تا پست بعدی بابای این پیامها تقدیم به تموم پدرای دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا پدر عزیزم از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشداین بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی, روزت مبارک
------------------ پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . . ------------------- ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . . ------------------- پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چهسختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . . ------------------- علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . . ------------------- اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک . . . ------------------- روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم روزت مبارک . . . ------------------- تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک . . . ------------------- ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . . ------------------- مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرفقبله را قبله نما ، آمده میر نجف ------------------ میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد . . . ------------------- ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . . . . .------------------- ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنینای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین کن نظر از روی لطف، به تمام پدران روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان ------------------ ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . . ------------------ بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم . روزت مبارک . . . ------------------- پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . . ------------------- نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . . ------------------ باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم . پدرم روزت مبارک . . . ------------------- پدر عزیزم از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی ------------------- بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ، شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم . . . ------------------- پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ،بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد . . . ------------------- پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون ------------------- دلم شده غرق سرور و شعف کعبه شده بهر علی یک صدف مرغ دلم رها شده به سوی ایوان باصفای شاه نجف
در دیار غریب نا آشنایان برایت غریبانه گریه کردم و دلداریم دادند و در دیار آشنای تو وقتی صمیمانه گریه کردم تو مرا صمیمانه ترک کردی... ایکاش تو هم غریبانه دلداریم میدادی و هیچ گاه صمیمانه نمیرفتی.........
سلام سلام سلام به همه دوستای گلم... حالتون خوبه؟ من که اصلا خوب نیستم... دیگه دارم روانی میشم... نمیدونم دیگه چیکار کنم... دارم از دست سعید دیوونه میشم!!! نمیدونم نمیدونم نمیدونم.... ای خداااااااااااااا 1 سال قبل: 1 سال پیش که هنوز با سعید دوست نشده بودم... خیلی شیطون بودم.. ازین دخترای شر و شیطون... با چند نفر دوست بودم هرروز با یکی حرف میزدم... همشونم منو فقط واسه یک چیز میخواستن.... خلاصه خودتون منظورمو میفهمین... وقتی با سعید دوست شدم بازم مثل دفعه های قبل بود... هنوزم شیطون بودم... ولی سعید با بقیه فرق داشت... نمیدونم چرا بهش اعتماد کردم. ازین اعتماد پشیمون نیستم... چند ماهه اول دوستیمون من بازم به کارام ادامه دادم... تا اینکه سعید خسته شد منم بهش قول دادم دختر خوبی بشم... اعتراف میکنم که خیلی بهش خیانت کردم خیلی.... ولی هر بار منو بخشید.. اونم با قسمای دروغ من... خدا خودش جواب این کارامو بده.. آمین خلاصه سعید منو بخشید الان چند وقت میشه که دختر خوبی شدم خیلی با 1 سال پیش فرق دارم.. الان حتی با 1 دخترم دوست نیستم.. دیگه سرم به کارای خودم گرمه و با هیچکی کار ندارم.. هر کار سعید بگه انجام میدم...چون دوسش دارم... خیلی دوسش دارم واقعا از کارایی که باهاش کردم پشیمونم.از قسمای دروغ پشیمونم... از 1 سال پیش پشیمونم. افسوس میخورم که وقتمو اونجوری حروم میکردم... به فکر هیچی نبودم جز هوسای زودگذر الان چی واسم مونده؟ چی؟ بدترین چیزی که برام مونده بی اعتمادی که سعید نسبت بهم داره... به خدا خیلی عوض شدم دیگه بهش خیانت نکردم ولی نمیدونم چرا بهم اعتماد نداره... به حرفام اعتماد نداره.... نمیدونم دیگه چیکار کنم... دیگه ازین رابطه که توش فقط بی اعتمادی خسته شدم... نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم... دوست ندارم مثل دخترای دیگه بازیچه باشم... اگه منو نمیخواد چرا بهم نمیگه؟ چرا دلمو خوش میکنه که منو میخواد؟ چرا میگه آخر تابستون میاد خواستگاری؟ چرااااااااااا؟ گناه من چیه؟ الان که دیگه دختر خوبی شدم چرا داره باهام اینجوری میکنه؟ هر بار که میپرسم اعتماد داری یا نه؟ میگه نه!!!! به خدا منم دل دارم... منم آدمم.. آرزو به دل موندم یه بار بهم بگه بهت اعتماد دارم.... ایکاش حرفامو میفهمید! ایکاش میفهمید چی میخوام با تمام عشقی که بسبت بهش دارم ولی ازین رابطه خسته شدم... ازین رابطه که کمتر با هم حرف میزنیم دیگه بیرون نمیریم دیگه بهم اعتمید نداره چرا هر وقت میپرسم کی میای خواستگاری جواب سر بالا میده یا بحث رو عوض میکنه؟ سعید سعید جان.عزیزم.عشقم.زندگیم...! اگه منو نمیخوای رک بهم بگو.. به خدا ناراحت نمیشم.. به خدا نفرینت نمیکنم... فقط باهام صادق باش... بگو هدفت ازین رابطه چیه؟ عذاب دادن من؟ آره؟ خوب بیا ببین داری عذابم میدی! بیا ببین اشکامو بیا ببین بی خوابیمو.. تا صبح کارم شده گریه کردن. فقط میشینم از پنجره تاریکی شبو نگاه میکنم.. همیشه چشام از گریه و بی خوابی خونه... خوبه؟ منو اینجوری میبینی خوبه؟ راحت میشی؟ فقط جواب منو بده جون عزیز ترین کست... جون مامانت قسمت میدم... منو دوست داری یا نه؟ منو میخوای یا نه؟ اینقد عذابم نده!!! ایکاش حرفامو میشنید... ایکاش یکی بهش حرفامو میگفت... ای خدااااااااااااااااااااااا ای خدااااااااااااااااااااااااا گناه من چیه؟؟؟؟ امیدوارم هیچوقت مثل من عذاب نکشین... شب خوش... خدا نگه دار خودتون و عشقتون...
ای آخرین رنج.... ای مرگ..... تنهای تنها انتظار تو را میکشم..... بوس بوس بای بای ب.ن:سلام خوبین؟ چرا بهم سر نمیزنین؟ حتما باید پست کمدی بزارم تا نظر بزارین؟ الان واقعا به نظراتون احتیاج دارم... یه دوست میخوام که کمکم کنه . راهنماییم کنه.... حداقل تو یکی نا امیدم نکن... منتظر نظراتتون هستم. یادت نره
ب.ن:سلام..به خدا از هیچکدومتون انتظار نداشتم اینجوری تنهام بزارین... مثلا دلم خوش بود شماها کمک میکنین مشکلمو حل کنم ولی انگار نه انگار... واقعا از دستتون خیلی ناراحتم... منم دیگه به وباتون نمیام... بای سلام به همه خانومای گل و مادرهای مهربون.... تست هوش:؟؟؟؟ چرا میگن روز مادر؟؟؟؟ ولی در کل هدفم این بود روز مادر و روز زن رو تبریک بگم... ولی بازم جواب تست هوشمو ندادیا؟؟؟ جواب بدی جایزه داری....! میشــــه اسـم پاکتو امیدوارم ازین شعر خوشتون اومده باشه... به امید پست بعدی... سلام به دوستای گلم. به خدا انتظار نداشتم... چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست، وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛ برای تو می تپد
ببین چقدر دوست دارم.... به خدا اینا دروغ نیست...با خستگی اومدم براتون آپ کردم...
آقایی خوبم دوست دارم قدر تموم دنیا
مراقب خودتون باشین... مرا اینگونه نگاه نکن دل من پر از سکوت است سکوتی که اگر نمایان شود عالمی را به آتش می کشد در پس پوسته ی حرفهای من سکوتی پر معنا نهفته است صدها جلد کتاب یک دقیقه آن است و در تاکستان ابدیت یک شاخه انگور دارد شرابی که از آن افشرده ام دنیاییی را مست میکندودیگری را می کشد مرا رها مکن دوست خوبم ترو خدا منو رها نکن... بدون تو میمیرم... این شعرای خوشگلو واسه شماها گذاشتم من که عاشق این شعرام شماهارو نمیدونم.... امیدوارم خوشتون بیاد.... ببخشید اگه دیر به دیر آپ میکنم... ببخشید اگه به وباتون سر نمیزنم ایشاا... فردا به همتون سر میزنم... دوستون دارم دوستای خوبم... آجی مرجان دوست دارم مهربون... داداشی جون دوست دارم عزیزم... همتونو دوست دارم ولی نظر یادتون نره...بوس بوس 

![]()
معلوم نیست کجاست و داره کدوم وبلاگو به هم میریزه
همسر عزیز
رفتن تهران من بیکار تر از همیشه شدم خدا میدونه الان داره چیکار میکنه ![]()
بیاین مغازه خارج شهریان هم میتوانند تشریف بیارن به شهر ما.... خوشحال میشیم دعوت آبجی مرجان عزیز![]()
![]()

.وای چه فاجعه ای
![]()
![]()






من که نمیتونم مثل مرجان براش تولد بگیرم ولی تبریک که میتونم بگم...

ایشاا... هر چی بخوای خدا بهت بده... ایشاا... همیشه موفق باشی و همیشه دوستای خوبی مثل مارو داشته باشی...
![]()
حالتون خوبه؟ خوش میگذره؟ اومدم اینجا تا یه ذره ازدردای دلمو خالی کنم... چند وقته حس و حال هیچیو ندارم... 





.
گلهی وقتا واقعا دردو توی سینم حس میکنم انگار واقعا صدای خورد شدن قلبمو میشنوم.. فقط خودمم که میبینم چه بلایی داره سرم میااااد... هر گوشه اتاقمو نگاه میکنم یاد سعید میفتم هر جا میرم یاد خاطراتمون میفتم... با این
وضعیت من چطوری ادامه بدم؟ چطوری؟
ثانیه شماری میکنم تا 3 شنبه بشه و من برم...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این خرسرو نگا کن چقدر باحاله نصف شب مثل من دیوونه شده...!


روز مرد و روز پدر رو به همه آقایون دنیا و این بهشت تبریک میگم
تقدیم با یه دنیا عشق به تنها عشق زندگیم... درسته دیگه پیشم نیستی ولی تا عمر دارم یادت باهام میمونه....
![]()
![]()
خواهشا واسه کامنت گذاشتن برین پست قبلی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
؟؟؟؟؟خوش میگذرونید
؟؟؟؟؟![]()
خب فکر نمی کنم دلیلی داشته باشه که بدونید![]()
![]()
نه جدا شما بگین من کی بیدم
ای بابا خودمم یادم رفته کی بیدم![]()
![]()
![]()
شده که بیا واسم آپ کن![]()
.gif)
و تا لنگ شب میمونه اونجا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میدونین یا نمیدونین؟؟؟؟/![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اخه هیچ کدومتون مرد نیستین ![]()
........مرد هم مردای قدیم
(سخنی از ننه مرجان
)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر کی صداش در بیاد اسمشو توو بدها مینویسم بعد میدم آوا حسابشون رو برسه![]()
خیلی پسمره خوبی بود
و اصلا هم صداش در نیومد![]()
(شما بخونید چرا دپرسین)![]()
![]()

![]()
(این چه جمله ای بود الان
)![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
![]()
روز مادر و روز زن رو به همتون تبریک میگم..
.آجی های گلم روز زن مبارک باشه.... ایشاا... روز مادر رو جشن بگیرین... ![]()
نه خدایی حالا چرا مادر؟؟؟
مثلا چی میشد میگفتن روز خاله؟ یا روز عمه؟ یا روز زندایی یا زن عمو؟؟ مگه اونا دل ندارن یه روز داشته باشن؟؟؟
این همه روز چی میشد یه روزم میدادن به اونا؟؟ یعنی مشه؟ ها؟ چی میشه؟ کی؟ مامان؟ بابا؟ من؟ چی؟ کی؟ روز دانش آموز؟ چرا روز دانش آموز؟ نمیشه بگن روز مدیر؟ اصلا به من چه؟؟؟ ولی به تو چه؟؟؟ به من چی چه؟ ولی یعنی میشه یه روزم یه من بدن؟؟؟؟ باحال میشه آ... نه؟ بگو آره.... چی؟ آها آفرین.... مثلا بگن روز آوا مبارک... هه هه هه باحال میشه آ... ولی فعلا روز مامان مبارک.... ایشاا... همتون یه روزی مامان بشین... فکرشو بکن محمد رضا بشه مامان محمد رضاااا..... واااااااااای خیلی باحال میشه...
اینم یه شعر خوشگل تقدیم به همه مامانای دنیا...![]()









رو دل خـــــدا نوشت
میشه با تو پر کشید
تــــوی راه سرنوشت
میشـــه با عطـر تنت
تا خــــود خـدا رسید
میشــه چشــم نازتو
رو تن گلهــــا کـشید
مادرم جـــــونم فـدات
برم قــــربــون چشات
تو اگــــــــه نگام کنی
جون میدم واس نگات








امیدوارم در لحظاتتون همیشه شاد باشید و همیشه لباتون خندون باشه... دوستون دارم قدر تموم مامانای دنیا...
آجی جونی دوست دارم.... ایشاا... یه روز میسازیم اسمشم میزارم روز آجی...
داداشی (مامان محمدرضا) دوست دالم...![]()
آقایی خوبم با تمام وجود عاشقتم... ( کادوی روز زن یادب نره)
میبوسمتون
بای بای....![]()
![]()
![]()
.امیدوارم حالتون خوب باشه...
میبینم که همه از دوریه من دارین دیوونه میشین... ببخشید که چند روز نبودم.. به خدا سرم خیلی شلوغه صبح ساعت ٩ رفتم ١١ شب اومدم... الان خسته و کوفته اومدم ببینم از دوریه من چیکار میکنین...
ایول به مرام مرجان...
یه ذره ازون یاد بگیریین... تو این چند روز هیچکی یه خبر ازم نگرفته ولی آجی مرجانم هرروز بهم سر میزنه..
. عجب دوره زمونه ای شده به خدا... رفیقم رفیقای قدیم... این دفعه رو میبخشم ولی قول بده دیگه تکرار نشه آ.... دوست دارم اومدم وبلاگم پر نظر باشه... به خدا دیگه بهتون سر نمیزنم... بیا نظر بزار تا منم بیام نظر بزارم...آفرین... یادت نره آ... بوس بوس![]()

دلم براتون یه ذره شده بود ولی شماها یه ذره ام دوسم ندارین... ایشاا.. که جبران کنین و از دلم در بیارین...
خدا حافظ همتون بای بای
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
| Design By : Night Melody |
عزیزترینم تولدت مبارک